الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
159
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى)
چه از دزدى به دست مىآورد ، براى وى مىفرستاد تا شبى كاروانى مىگذشت ، كسى در آن كاروان اين آيه را مىخواند : لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ « 1 » آيا براى كسانى كه ايمان آوردهاند هنگام آن نرسيده كه دلهايشان به ياد خدا و آن حقيقتى كه نازل شده نرم [ و فروتن ] گردد . در وى اثر كرد و گفت : « يا ربّ آن فتاب و اناب . » پروردگارا ! رسيد ، پس توبه و رجوع كرد . با حال خجلت و شرمندگى در راه افتاد . كاروانى مىگذشت ، اهل كاروان مىگفتند : فضيل بر راه است نمىتوان گذشت ، فضيل صدا بلند كرد : بشارت باد شما را كه وى تائب گشته و همه جا با حال خجلت و شرمندگى اشك مىريخت و مىگذشت . گفتار - « لايبلغ العبد حقيقةَ الإيمان حتّى يعدّ البلاء نعمةً ، و الرّخاء مصيبةً ، و حتّى لايبالى مِن أكل الدّنيا ، و حتّى لايحبّ أن يحمد على عبادة اللَّه تعالى . » بنده به حقيقت ايمان نمىرسد مگر اين كه بلا را نعمت و آسايش را مصيبت بشمرد و باكى نداشته باشد از خوردن دنيا و دوست نداشته باشد كه بر عبادت خداوند متعال ستايش شود . - « حرام على قلوبكم أن يصيبوا حلاوة الإيمان حتى تزهد فى الدنيا . » حرام است بر دلهاى شما كه به شيرينى ايمان برسد تا اين كه در دنيا زاهد شويد . - « درجة الرّضا عن اللَّه درجة المقرّبين ، ليس بينهم و بين اللَّه تعالى إلّا روح و ريحان . » درجهى خشنودى از خداوند ، درجهى مقربين است ، بين ايشان و بين خداوند متعال جز
--> ( 1 ) . سورهى حديد ، آيهى 16 .